ما چندتا دوست بودیم

پادکست صوتی اجتماعی

 نویسنده: علیرضا قاسمیان خمسه

  گوینده: متین رضایی

•ما چندتا دوست بودیم 

یکی مون اون قدر لب پنجره نشست  که سیگاری شد، اون قدر سیگار کشید که مادرش بوی دود گرفت و اون آخر، یه بار اشتباهی جای اینکه ته سیگارشو از پنجره پرت کنه بیرون ، خودشو پرت کرد…

 

 

اشتراک گذاری

برای اشتراک گذاری از دکمه های زیر استفاده کنید
Share on twitter
Share on facebook
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on linkedin

متین رضایی

بازگشت به بالا