غریبه

پادکست صوتی عاشقانه

 نویسنده: فاطمه محمدلو

  گوینده: آرمان خمر

•از کنارم رد شدی، نشناختی منو. انگار غریبه بودم برات. بودم؟ حتما دیگه.. سربرگردوندم ‌رفتنت رو ببینم، نه؛ که جانم می‌رود نه، همون روزی که رفتی جونمم گذاشتم کف دستام، دستتو گرفتم که بره توو دستاتت، تو رگات، جون ِ من تو رگای تو ..قشنگه نه؟

دستات رو سفت گرفته بودم، سفت گرفته بودم شاید بمونی، شاید دلت بشناسه منو دوباره،آخه می‌گن دست‌ها حافظه‌ دارن، خاطره‌ ها رو میون اون خط‌های ریز و درشتشون قایم می‌کنن، فکر کردم یادت میاد، فکر کردم دوسالی که می‌ارزید به همه‌ی عمرم یادت میاد. دوسالی که خنده‌هات جون ِ اضافه دقیقه‌ی آخر بازی بود برام، وقتی حریف دمار از روزگارم درآورده بود. 

 

اشتراک گذاری

برای اشتراک گذاری از دکمه های زیر استفاده کنید
Share on twitter
Share on facebook
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on linkedin

آرمان خمر

بازگشت به بالا